تبليغاتX
ســـاحلی آرامـم در انتــظار...

ســـاحلی آرامـم در انتــظار...

بهترین مکان برای پهلو گرفتن یک دل طوفان زده ساحل آرام دریاست

 

امروز خيلي خوشحالم 

بالاخره تونستم با پشتكار و تحمل مشكلات زياد حرفم رو به كرسي بنشونم و يه حركت بزرگي توي زندگيم انجام بدم .خونه ام رو عوض كردم . البته فروختن خونه قديم و خريدن خونه مهندسي ساز اونم در شرايط فعلي كار آسوني نبود.... ولي از پس اين كار براومدم .

دلم بهم ميگه اين خونه برام اومد داره و از اين به بعد روزهاي خوشي خواهم داشت.

  

يا باسط

 

نوشته شده در جمعه 9 دی1390ساعت 9:0 بعد از ظهر توسط ســاحل| |

 

 

كاش در كتاب قطور زندگي سطري باشيم

 

 ماندني

 

 

نه حاشيه اي از ياد رفتني

نوشته شده در چهارشنبه 4 آبان1390ساعت 12:6 بعد از ظهر توسط ســاحل| |

بهترین ارتباط، آن است که عشق

 

 طرفين به هم، از نیاز آنها به هم

 

 سبقت گیرد.

نوشته شده در پنجشنبه 31 شهریور1390ساعت 10:40 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

با تمام وجود گناه کردیم

 

نه نعمتهایش را گرفت

 

نه گناه ما را فاش کرد

 

اگر اطاعتش کنیم چه میکند ؟

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 31 شهریور1390ساعت 10:36 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

چند روزي هست كه از سفر بلغارستان برگشتم. اين اولين بار بود كه پدر و مادرم هم

 در يه سفر خارجي همراه ما بودند. متاسفانه روز آخر متوجه شديم كه ويزاي برادرم صادر نشد و مجبور شديم بدون اون بريم در حالي كه اون مار رو براي رفتن به اين سفر تشويق كرده بود.

به هرجهت ظاهرا قسمتش نبود كه با ما بياد كه البته اين موضوع سبب خير شد و موجبات ازدواجش رو فراهم كرد...

 يك هفته اي رو در وارنا كه شهر ساحلي زيبايي در ساحل درياي سياه در بلغارستان هست  گذرونديم. آب و هواش عالي بود و آب دريا فوق العاده خنك بود. ساحلش با ماسه هاي طلايي پوشيده شده بود كه ازاين لحاظ با كوش آداسي يا پاتايا يا دوبي و حتي شمال خودمون متفاوت بود.

 فلور گياهي اونجا شبيه به گيلان بود. پر از درختان جور وا جوري بود كه  با وجود اينكه ميوه ها بهشون آويزون بود كسي به اون دست نميزد.

من براي اولين بار سوار شدن بر پارا سيلينگ رو بر فراز دزياي سياه به همراه پدرم تجربه كردم كه فوق العاده بود. هتل مارينا گرند بيچ هم از همه نظر حرف نداشت.

خيلي خوش گذشت.

 

نوشته شده در شنبه 1 مرداد1390ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

زندگی درک همین اکنون است

 

زندگی شوق رسیدن به همان

 

فردایی است، که نخواهد آمد

 

تو نه در دیروزی، و نه در فردایی

 

ظرف امروز، پر از بودن توست

 

شاید این خنده که امروز، دریغش کردی

 

آخرین فرصت همراهی با، امید است

 

سهراب سپهري

 

 

نوشته شده در یکشنبه 1 خرداد1390ساعت 11:55 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

امروز روز تولدمه

 

 

از چند روزپيش تا حالا حال خاصي

 

 دارم و از اينكه سن و سالم داره

 

 

 

بالا ميره يه كم گله مندم ولي خب ...

 

 دوست ندارم به گذشته

 

 

 برگردم

 

و اين شخصيتي رو كه حالا دارم از

 

هر نظر بيشتر مي پسندم .

 

 

 اميدوارم

 

امسال خداوند به عنوان هديه تولدم

 

 اين توفيق رو بهم بده كه راه

 

 

رسيدن به معبود رو با سرعت

 

 بيشتري طي كنم.

 

نوشته شده در سه شنبه 6 اردیبهشت1390ساعت 12:45 بعد از ظهر توسط ســاحل| |

يادمان باشد

 

همیشه ذره ای حقیقت پشت جمله "فقط یه شوخی بود"

 

 و کمی کنجکاوی پشت "همینطوری پرسیدم"

 

 

  قدری احساسات پشت "به من چه اصلا"

 

 

 

  مقداری خرد پشت "چه میدونم"

 

 

 

  واندکی درد پشت "اشکالی نداره"

 

 

نهفته است...

 

 

نوشته شده در شنبه 3 اردیبهشت1390ساعت 12:34 بعد از ظهر توسط ســاحل| |

عذر خواهی همیشه بدان معنا نیست که تو اشتباه

 

کرده ايی و حق با

 

آن ديگري است ، 

گاهي عذر خواهی بدان معناست كه آن رابطه بيش از

 

 غرورت

 

 برايت ارزش دارد

 

 

نوشته شده در شنبه 3 اردیبهشت1390ساعت 12:31 بعد از ظهر توسط ســاحل| |

پسر خوشگلم

 

از اينكه امتحانات ترم اول رو با موفقيت

 گذروندي

و خوب درس خوندي خوشحالم. 

 

 مي خوام بدوني كه خيلي دوستت دارم و

 

هميشه همه تلاشم رو مي كنم كه تو

 

رو شاد و سرحال ببينم.

 

 تو عشق زندگي مني و حاضر نيستم با هيچ

 

چيزي عوضت كنم. 

 

برات بهترين ها رو آرزو ميكنم.

 

 

نوشته شده در دوشنبه 25 بهمن1389ساعت 10:47 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

اگر کسی تو را دوست دارد از او متشکر باش   

ولی چیزی از او مطالبه نکن

  زیرا او اجباری برای دوست داشتن تو ندارد.

 

(اوشو)

  

نوشته شده در یکشنبه 10 بهمن1389ساعت 9:19 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

در دنیا هیچ بن بستی نیست،

 

 

 یا راهی‌ خواهم یافت،

 

 

 یا راهی‌ خواهم ساخت.

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 22 مهر1389ساعت 9:38 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

وقتی از تو سوالی را پرسیدند که

 

نمی خواهی جوابش را بدهی،

 

 

 

 لبخند بزن و بگو: برای چه می خواهید

 

 بدانید؟

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 15 تیر1389ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

 

امروز براي من روز خوبي بود.

 

معلم كلاس اول پسرم بهم خبر داد كه در مرحله اول تيزهوشان قبول شده،

 

خيلي خوشحال شدم ، چون انصافاً خيلي تلاش كرد و آرزوي ميكرد كه قبول بشه،

 

پسر نازنينم بهت تبريك ميگم و بهترين ها رو برات آرزومندم.

 

اميدوارم مرحله دوم هم با پشتكار و هوش زيادي كه داري موفق بشي.

 

نوشته شده در پنجشنبه 16 اردیبهشت1389ساعت 1:54 بعد از ظهر توسط ســاحل| |

                                                                                                                                                                

                              

                                 امروز روز تولدمه

 

 

خداوندا سپاسگزارم كه بهم اين اجازه رو دادي

 

 كه كماكان دهه سوم زندي ام رو تجربه كنم.

 

 

 

سال گذشته که مثل باد گذشت...

 

 

 

صبح پسرم منو بوسید و برایم آرزوی سلامتی کرد.

 

 

 

شك ندارم كه امسال مي تونم به لطف خدا روياهای

 

 خودم و پسرم رو به واقعيت تبديل كنم.

 

 

 

و از خدا می خوام که هدیه تولدامسالم سلامتی

 

 پسر نازنینم باشه.

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 6 اردیبهشت1389ساعت 8:10 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

 

پيشاپيش نوروز 1389 مبارك باد

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 26 اسفند1388ساعت 11:15 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

 

من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهي كه بلغزد بر من،

 

 

من خودم هستم و تنهايي و يك حس غريب كه

 

 

به صد عشق وهوس مي ارزد.

 

نوشته شده در شنبه 8 اسفند1388ساعت 9:26 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

امروز 29 بهمن روز عشاق در ايران باستان هست. يك عضو جديد به خانواده ما اضافه شد و رسماً خاله شدم.

احساس خيلي خوبي دارم و خدارو شاكرم. فرانك در شاهنامه به معني "پروانه" هست.

                                                " فرانك كوچولو به جمع ما خوش آمدي عزيز خاله".

نوشته شده در پنجشنبه 29 بهمن1388ساعت 9:35 بعد از ظهر توسط ســاحل| |

چند روزي هست كه از سفر تايلند برگشتم. اين كشور فوق العاده زيباست و جاذبه هاي توريستي و مكان هاي ديدني فراواني دارد به ويژه شهر پاتايا خيلي زيباست. ولي متاسفانه فوق العاده كثيفه و اين قضيه خيلي آزار دهنده هست.ولي به هرحال ارزش داره كه آدم يكبار به تايلند سفر كنه .چيزهايي رو ميشه تجربه كرد كه در هر سفري نمي توني تجربه كني مثل فيل سواري، كايت سواري، غواصي، خوردن خرچنگ،حلزون،صدف،انواع ميوه هاي گرمسيري كه توي كارتون خانواده دكتر ارنست ديده بوديم! ،لمس كردن ببر، مار،خرس، آفتاب پرست، طوطي و ... از نزديك و بازديد از بزرگ ترين مزرعه پرورش تمساح ها در دنيا، آكواريوم شيشه اي ،معابد بودا، بزرگ ترين بوداي لميده دنيا، كارخانه جواهرات ، بازار روي آب،رقص زيباي تايلندي، رقص فيل ها، دلفين ها، فيل و شير دريايي، سفر با كشتي تفريحي و قايق هاي موتوري پرسرعت، بازديد از ماكت آثار تاريخي دنيا و هزاران چيز ديدني ديگه كه فوق العاده جذابه.

نوشته شده در چهارشنبه 28 بهمن1388ساعت 9:19 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

  

خدایا برای سپاسگزاری از نعمتی که به من و پدر و مادرم عطا فرمودی، به من شکر بیاموز و

 

به کار شایسته ای که رضا و خشنودی تو در آن است مرا موفق بدار و

 

فرزندانم را صالح گردان. 

 

(سوره  احقاف آیه 15)

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 6 بهمن1388ساعت 1:59 بعد از ظهر توسط ســاحل| |

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ،

 

ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم،

 

به ظاهر گرچه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم...

نوشته شده در پنجشنبه 24 دی1388ساعت 0:39 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

آرزو دارم هر روز برایت رویایی باشد در دست نه دوردست،

 

عشقی باشد در دل نه بر دل،

 

و دلیلی باشد برای زندگی نه روزمرگی

 

(به یاد محبوبه عزیز)

نوشته شده در پنجشنبه 24 دی1388ساعت 0:33 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

پير مغان

 

تا زميخانه و مي نام و نشان خواهد بود     سر ما خاك ره پير مغان خواهد بود

 

 

حلقه پير مغانم ز ازل در گوش است        برهمانيم كه بوديم و همان خواهد بود

 

 

برسر تربت ما چون گذري همت خواه     كه زيارتگه رندان جهان خواهد بود

 

 

برو اي زاهد خود بين كه زچشم من و تو       راز اين پرده نهان است و نهان خواهد بود

 

 

ترك عاشق كش من مست برون رفت امروز     تا دگر خون كه از ديده روان خواهد بود

 

 

چشمم آن شب كه ز شوق تو نهد سر به لحد      تا دم صبح قيامت نگران خواهد بود

 

 

بخت حافظ گر از اين گونه مدد خواهد كرد    زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 2 دی1388ساعت 9:19 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

ساكنان دريا بعد از مدتي صداي

 

 امواج را نمي شنوند،

 

 

 

عجب تلخ است قصه عادت

 

 

نوشته شده در سه شنبه 17 آذر1388ساعت 10:10 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

خدايا ما نمي دانيم كه چه هستيم و كجا

 

 هستيم

 

 

هر جا كه هستيــم ما را در پناه خود

 

 

 محفـوظ دار.

 

 

نوشته شده در سه شنبه 10 آذر1388ساعت 11:40 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

گاهي بايد كم باشي تا نبودنت

 

 احساس شود

 

 

 

 

 نه اينـكه نباشــي كه نبودنت عادت

 

 شـود

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 1 آذر1388ساعت 8:38 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم ز

 

 بي آبي

 

 

ولي با خفت و خواري پي شبنم

 

 نمي گردم

 

نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 8:43 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

 

بمان با من كه من بي تو صداي خســته در بادم

 

در اين اندوه بي پايان بمــان تنهــا تو در يادم

 

نمي دانم چرا غم ها نمي دانند كه من سلطان غمهايم

 

بيا اي دوســت با من باش كه من تنهــاي تنهايم...

نوشته شده در چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 10:9 قبل از ظهر توسط ســاحل| |

خدايا كفر نمي گويم، 

 

 

پريشانم 

 

 

چه مي خواهي تو از جانم ؟ 

 

 

مرا بي آنكه خود خواهم اسير زندگي كردي. 

 

 

خداوندا تو مي داني كه انسان بودن و ماندن 

 

 

در اين دنيا چه دشوار است، 

 

 

چه رنجي مي كشد آنكس كه انسان است و از احساسات سرشار است... 

 

 

(به مناسبت آغاز سومین ماه...)

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 11:15 بعد از ظهر توسط ســاحل| |

 

من دلم تنگ کسیست که به دلتنگی من می خندد

 

باور عشق برایش سخت است

 

ای خدا باز به یاری نسیم سحری

 

می شود آیا باز دل به دل نازک من بربندد ...

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 12:43 بعد از ظهر توسط ســاحل| |

Design By : Night Melody